امروز ۱۸ شهريور ۱۳۸۹, 09 September 2010
| تاریخ نفت(5):اولين اظهار نظر مردم درباره امتياز دارسي |
| |
جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۴
نخستين دفعه اي كه نمايندگان مردم فرصتي براي اظهار نظر دربارة امتيازهايي كه در دورة استبداد داده شده بود يافتند موقعي بو كه دورة اول مجلس شوراي ملي تشكيل شده بود. در آن موقع عمليات شركت نفت تازه آغاز گشته بود و مردم نسبت به امتيازي كه از طرف پادشاه دورة استبداد بدون مشورت با مردم داده شده بود سوء ظن شديدي داشتند. عامة مردم از چنين امتيازي بي خبر بودند و بجز چند نفري كه دخيل در كار بودند بقيه متصديان امر هم از چگونگي امتياز مزبور اطلاع كافي نداشتند.
در يكي از جلسات مجلس شوراي ملي نمايندگان از وزير معادن خواستند كه امتيازنامه را به مجلس آورده و توضيحاتي راجع به آن بدهد تا معلوم گردد كه قضيه از چه قرار بوده است.
در جلسة پنجم ذي حجه 1324 قمري (مطابق با 12 ديماه 1284 شمسي) وزير معادن وقت در مجلس حضور بهم رسانده و به پرسش هاي نمايندگان پاسخهايي مي دهد كه طرز تفكر نمايندگان و اظهارات آنها و نظرياتي را كه ابراز داشته اند شايان دقت است. متن صورت جلسة مزبور در قسمتي كه مربوط به امتياز دارسي است در زير نقل مي گردد و لازم است گفته شود كه در دورة اول مجلس اشخاص خارجي نيز مي توانستند در مجلس حاضر شده و با اجازة مجلس بياناتي بنمايند و از اين رو صديق السلطنه (عبدالعلي صدري) كميسر نفت و پسر كتابچي در جلسة مزبور احضار شده بودند كه توضيحاتي دربارة معدن نفت بدهند.
اينك متن صورت جلسة مزبور:
آقا سيد محمد تقي- آقاي سعدالدوله جناب وزير معاون امروز دو روز است كه تشريف مي آورند در مجلس .
سعدالدوله- خيلي مرحمت فرمودند غرض از تشريف آوردن ايشان چه بود.
آقا سيد محمد تقي- شما ايشان را خواسته بودند در بابت معدن
سعدالدوله- يكي در عمل معدن نفت بود كه امتيازنامه آنرا خواستيم آورده اند؟
وزير معاون – بلي حاضر است.
سعدالدوله- اگر مجلس صلاح مي دانند يك كميسيون براي تحقيق آن معين كنند.
آقا سيد محمد تقي – اين امتيازنامه را بخوانند بعد كميسيوني مقرر نمايند.(امتيازنامه را خواندند)
صديق حضرت- در فصل اول لفظ انحصار دارد در نسخه فرانسه ترجمة آن غلط شده است مي خواهيد بخوانم (خواندند)
وزير معادن – اين ترجمه ايست كه وزارتخانه داده است.
سعدالدوله- كدام معتبر است غالباً اين امتيازنامه ها را صاحب امتياز مي نويسد و يك تقديمي مي دهد كه او را معتبر نمايند نه اصل را عرض اين است كه ملت بداند تفصيل كنترات و امتيازنامه هاي ما را با خارجه كه به چه ترتيب است و چگونه تقلبات مي كنند.
وزير معادن- اگر اين گونه تقلبات نبود ملت براي چه ملس را ايجاد مي كرد. اين مجلس براي برداشتن همين خرابيهاست. در آن فصلي كه علاوه بر صدي شانزده از منافع مبلغ دو هزار تومان از بابت آن سه معدني كه در كار بوده و به دولت عليه عايدي مي داد صاحب امتياز نيز بايد به دولت بدهد.
ويز معاون- اين جا توضيحي لازم دارد كه اين 3 معدن قبل از امتياز سالي دو هزار تومان به دولت عايدي مي داد امتياز آنرا هم واگذار كردند به او كه علاوه از صدي 16 كه بايد به دولت بدهد آن دو هزار تومان را هم بدهد.
سعدالدوله- حالا ميدهد
وزير معادن- هنوز نداده مي گويد كه بايد من تحقيق بكنم و هنوز اين معادن در تصرف من نيست من نمي دهدم ما جواب داديم كه ما نبايد بتصرف شما بدهيم معاون آنجا هست. بايد بفرستيد رسيدگي نمايند چاه بكنند تا معادن بيرون بيايد و اين پول را بايد بدهد و حق ندارند و خواهيم گرفت در جواب و سئوال هستيم.
سعدالدوله- چند سال است؟
وزير- شش سالست.
سعدالدوله- حالا كار مي كنند؟
وزير- در دو مكان كار مي كنند.
سعدالدوله- اين شرط هست كه تا چند مدت اگر دائر نكرد امتياز باطل مي شود.
وزير- بلي آن فصل مي رسد.
سعدالدوله- تا حال كمپاني كرده است؟
وزير- بنا بود دو سال اگر كمپاني از براي اين كار تشكيل ندهند باطل باشد. چون دوسالش تمام شد و ديد چاه هاي نفت درست بيرون نيامده كه بتواند كمپاني تشكيل كند با بعضي از رفقاي خودش شركتي كرد كه اسمش را شركت معدن نفت گذاشت. فصلي درين باب گذاشته است و در قرارنامة او نوشته است كه بايد عملجات از اهل ايران باشند ولي او از عثماني و هندي آورده است ولي حالا تلگرافي شده است كه همة عملجات ايراني هستند مگر سي نفر.
سعدالدوله- ولي بنده شنيدم كه اغلب بغدادي و عثماني و هندي هستند.
حاج معين التجار- بنده پارسال ديدم كه عملجات ايشان ايراني بودند ولي آن تشكيل كمپاني كه بنا بود بكند نكردند.
سعدالدوله- از پول خودش كمپاني كرده است فرقي نمي كند.
وزير معادن- هنوز از كيسة دولت چيزي نرفته است و ضرري به دولت نرسيده تلگرافي قرائت شد كه رئيس تلگراف رامهرمز كرده بود به وزير كه عملجات معدن فعلاً همه ايراني هستند و سي نفر از خارجه هستند.
سعدالدوله- آن سي نفر خارجه چه قبيل اشخاص هستند.
وزير- سي نفر رئيس نايب رئيس و دكتر و ماكينه چي و عملجات علمي هستند.
سعدالدوله- راپورت من پس صحيح است كه يهودي هاي بغداد و هندي در آنجا هستند.
وزير- آن در معدن قصرشيرين بود كه كتابچي خان كميسر بود و از اينجا تلگراف كرديم و نوشتيم آنها را معزول كردند.
صديق السلطنه- علاوه بر راپورت هاي خودم آن تحقيقات تلگرافي از تلگرافخانه رامهرمز و اين هم شرحي است كه سردار اسعد مرقوم فرمودند كه عملجات تمام ايراني هستند مرگ 30 نفر.
(آن فصل قرائت شد) كه 20 هزار ليره از بابت امتياز داده شده است.
سعدالدوله- آن 20 هزار ليره چه شده است؟
وزير- به امين السلطان اتابك داده شد و قبض اتابك هم در دست است. اين هم سواد قبض.
سعدالدوله- درين كار كميسر پسر كتابچي خان بود؟
وزير معادن – اول خود كتابچي بعد با پسرش شد حال دو سال است كه با صديق السلطنه است.
سعدالدوله- ما بايد بدانيم كه چرا بي جهت او معاف شده است ازين خدمت. جناب شيخ الملك شما مي دانيد براي چه؟
شيخ الملك- جهت را نمي دانم.
وزير معادن- براي همين عيوبات بود كه اين مجلس تشكيل شد. بر گذشته ها اعتراضي نيست انشاء الله ازين ببعد ترتيب صحيح خواهد بود.
سعدالدوله- اينكه مي گويم براي اين است كه بعداً بي جهت كسي را از خدمت معاف نكنند.
آقاميرزامحسن- او رعيت ايران بود.
سعدالدوله- بلي رعيت شده بود.
صديق السلطنه- بلي كتابچي خان ارمني و رعيت ايران است.
رئيس- اين مطلب را گفتيد چيزي بخاطرم رسيد اينست كه آيا دولت نمي تواند نوكر خود را عزل نمايد؟
سعدالدوله- بقاعدة نظامنامه. بي جهت و بي تقصير نه.
آقا ميرزا محسن- صحيح است كه استحقاق عزل ندارند ولي اگر بگويند كه چهارسال تو درين خدمت نفع بردي حال يكي ديگر ببرد چون كار كم است و اشخاص زياد اين چطور است؟
سعدالدوله- بعد كارها زياد پيدا خواهد شد و همه صاحب كار مي شوند. اينقدر كار پيدا شود كه آدم براي آن نباشد. اما بشرط آنكه براي آدم باشد نه آدم براي كار. نگوئيد چون فلاني بيكار بود باو كار داديم.
بعد امتيازنامه ختم شد آن فصل اخير كه هرگاه ميان نسختين فرانسه و فارسي اختلافي پيدا شد فرانسه مقدم است مطرح شد.
سعدالدوله- در هيچ جا همچو چيزي نشده است كه زبان خارج را اولويت بر زبان خودشان بدهند.
جناب صديق السلطنه شما درين مدت كه كميسر بوده ايد چكار كرده ايد؟
صديق السلطنه- بنده در آن سفر در ركاب همايوني رفته بودم بسفر فرنگ مأموريت اين كار به بنده رجوع شده است يك سفر رفتم بلندن در آنجا با صاحب امتياز ملاقات كرده و از بابت امتياز نفت سؤال كردم گفتند عجالتاً در قصرشيرين تعطيل كرده ايم با 225 هزار ليره مخارج در اين جا بنفت رسيديم و حالا خيال دارند مهندسيني بطرف جنوب كه نزديك به ساحل است بفرستند امتحانات بعمل بياورند هر وقت مهندسين را فرستاديم و نقاطي را كه براي سوراخ كردن لازم است پيدا كردند هر اقدامي كه شد بشما اطلاع خواهيم داد. اين است كه حالا در ساردين و مماتين مشغول هستند وقبل از شروع راپرت اقدامات را داده بود.
سعدالدوله- شما هيچ آنجاها رفته ايد؟
صديق السلطنه- هنوز نرفته ايم منتظر بودم كه چاه نفت بيرون بيايد بروم. كميسر سابق هم نرفته بود.
سعدالدوله- شما كميسر دولتيد بايد برويد آنجا و باشيد و ببينيد چه مي كنيد.
صديق السلطنه- تا حال مأموريت برفتن نداشته ام و منتظرم نفتي ظاهر بشود هر نوعي كه وزارت معادن دستورالعمل دادند عمل كنم.
آقا ميرزا طاهر- بگوئيد حقوق خودشان را مي گيرند يا نه؟
سعدالدوله- البته مي گيرند.
آقا ميرزا طاهر- مقصود همين است ديگر بروند براي چه.
رئيس- ديگر اينها خارج از مسئله است از مطلب خارج نشويد.
سعدالدوله- غرض اين بود اين راپرتي كه بمن داده بودند در بابت عملجات كه خارجه هستند مجلس مي خواست درين باب كيفيت امتياز او را بداند كه به چه ترتيب است. حال كه فهميديم ايراني هستند ولي بايد آن سي نفر را كه خارجه اند هم معلوم كنيد چه كاره هستند. اگر در معدن نفت چيزي غير از نفت استكشاف شود چه صورت دارد.
خياط باشي – آن صندوق هايي را كه بردند از قصرشيرين به خارجه آنها چه بوده است؟
سعدالدوله- پس مي دانيد چرا نمي گوييد؟
وزير معادن- شما سندي داريد از براي اين مطالب يا اين كه به شما گفته اند و مي گوئيد.
خياط باشي- عرض مي كنم اين مطلب را كساني كه آنجا را ديده اند گفته اند.
صديق السلطنه- آن وقت كه در قصرشيرين چاه مي كندند بنده مأمور نبودم كتابچي خان بود.
آقا سيد مهدي- اثبات آن هم ممكن است هستند اشخاصي كه اطلاع دارند.
سعدالدوله- اينكه گفتم كميسر دولت باشد براي اين كارهاست هرگاه كميسر بود ديگر اين حرفها زده نمي شد.
آقا سيد محمد تقي- كميسر را بعضي نمي دانند خوبست فارسي بفرمائيد.
سعدالدوله- من زبانم عادت كرده است نمي توانم مدتي فكر كنـم براي معني يك لفظ پانزده سالست غيــر از ايــن نمي توانم بگويم عذر مي خواهم بعدها آقايان بدانند كه من چه مي گويم مقصور از كميسر چيست. و هم(كمسيون) و (كمپاني) اينها همه فرانسه است.
آقا سيد حسن تقي زاده- عرض مي كنم كه تا چندي قبل ازن ترتيب امتياز دادن و گرفتن در ايران معمول و مرسوم نبوده است همه اينها برداشت از خارجه است اين امتيازنامه ها را اغلب صاحبان امتياز مي نويسند به ترتيب آنجا وقتي كه ترجمه بشود زيادات خيلي دارد مثل اينكه آنچه چوب محتاج است از جنگل قطع كند يا فلان و فلان اينها را خوب است اسقاط كنند.
رئيس – البته بعدها بايد بنظر مجلس برسد اصلاح خواهد شد.
سعدالدوله- مقصود خياط باشي از ميانه نرود.
خياط باشي- سند را هم تحصيل ميكنيم و اثبات مينمائيم.
حاجي سيد باقر- من خودم آنجا بوده ام كه چند قاطر بار كرده بودند مي بردند هرچه جويا شده ايم كــه چه چيز است گفته اند خاكي است كه ميبرند.
پسر كتابچي- آن خاك معدن نفت بوده است كه براي امتحان برده اند.
سعدالدوله- معلوم شد ميگويند خاك همان معدن بود.
حاجي معين التجار- رسم است وقتي كه چند ذرع چاه كندند قدري از آن خاك را براي امتحان حمل مي كنند ميبرند.
سيد الحكما- براي امتحان يكبار يك لنگه چقدر بايد ببرند بار بار هم براي امتحان است.
رئيس- شش نفر از براي كميسيون تحقيق اين مطلب شدند.
سعدالدوله- بسيار خوب مشغول شوند.
کد مطلب : 87448